آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 18 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

مهارت جدید

من از دیروز يادگرفتم خودم تهنای تهنا سر پا واستم . ما اینیم دیگه آیلایی از دیروز خودش به تنهایی بدون تکیه به چیزی برای چند لحظه ای سر پا می ایسته و شروع به دست دست می کنه ولی تا صداش می کنیم تالاپی سقوط آزاد می کنه .   اين هم من و ائلمان کوچولو ...
25 شهريور 1390

آیلا به روایت تصویر

مامانی و بابایی من خیلی خوشحالم   آیلا و ماشین جدیدش وای چه گل سری . دست خاله حسنا درد نکنه این گل سر ناز رو از سفره یک روزش خریده . اینجا مثل بابایی داره لبخند می زنی چه نگاهی . ای خدا ...
25 شهريور 1390

اولین مرواید نازدونه

خانم گلی روز پنج شنبه ٢٧/٥/٩٠ صاحب اولين مروايد کوچولوش شد .  من و بابایی هم يک کيک کوچولو به شکل دندون سفارش دادیم و به خونه عمه سیما جونی بردیم تا بقیه رو با شادی خودمون شریک کنیم . مبارکه نازنین مامان و بابا ...
1 شهريور 1390

رشد آیلا

چهارشنبه آیلا را پیش عمو دکتر بردیم . تا عمو دکتر خواست به صدای قلب کوچولوش گوش کنه گریه شروع شد ولی خیلی زود ساکت شد . به عمو دکتر و وسایل اتاق معاینه با دقت هر چه تمام تر نگاه می کرد . قد و وزن 5/9 ماهگی ٧٠٠/٨ گرم   قد: 74 سانتی متر
22 مرداد 1390

صندلی ماشین

صندلی ماشین آیلایی افتتاح شد نازدونه مامان دیگه حسابی دخمل بزرگی شده و تو صندلی ماشينش می شينه ( ناگفته نمونه با گریه و جیغ و داد ) و کرییرش کنار گذاشته شد و به اشیا موزه آیلا رفت این هم عکس هایی  از آیلا و صندلیش من اعتراض دارم دلم می خواد تو ماشین برا خودم چرخ بزنم و به همه جا سرک بکشم وای تو رو خدا منو نجات بدین ...
8 مرداد 1390

بای بای

نازدونه دوروزه هست که بای بای کردن   رو یادگرفته ولی هر موقع می گیم آيلا بای بای فقط نگاه می کنه اما روز پنج شبنه که یکی از دوستان رو تو خیابون دیدیم و اون به آيلا گفت بای بای آیلا هم خیلی جدی دستش رو به نشانه خداحافظی تکون داد و من و بابایی حسابی شوکه شديم . ای شيطون بلا ...
1 مرداد 1390